الشيخ رسول جعفريان

544

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

مبانى خود را كنار گذاشته ، بلكه بدان معناست كه وى كوشيده است تا تمسك خود را به اخبار شدّت داده و از اظهار سخنان من عنديين و اصطلاحاتى كه در آيات و اخبار نيامده ، خوددارى ورزد . مرورى بر نوشته‌هاى او مىتواند كمك بزرگى براى شناخت آراء وى درباره صوفيان بكند . نخستين بخش از نوشته‌هاى او منتخبى است از شرح حال فيض كه خودش در رسالهء شرح صدر آورده است . مقاله اول اين رساله درباره علم و عالم و مقاله دوم در شرح احوال اوست . ابتدا بخش شرح حال آن را مىآوريم تا بدانيم فيض از چه كسانى دانش فقه ، حديث و عرفان و فلسفه را بر گرفته و چگونه در دوران تحصيل و آموزش ، عناصر مختلف فكرى وى تركيب يافته است . « 1 » آنگاه مقاله اول رساله را مرور خواهيم كرد . تاريخ تأليف رسالهء شرح صدر سال 1065 است . « 2 » فيض در آن ايام 58 سال داشته و در سال 1091 رحلت كرده است . در ادامه ، رسالهء المحاكمه و سپس رسالهء الانصاف او را مرور خواهيم كرد . شرح حال فيض به قلم خودش چندى در خدمت خال بزرگوار خويش كه ممتاز عصر خود بود ، در كاشان كه وطن اصلى بود ، به تحصيل علوم دينيه ظاهره اشتغال داشت ، از تفسير و فقه و اصول دين و آنچه موقوف عليه اين علوم است ، از عربيت و منطق و غير آن . . . بعد از انقضاى بيست سال از عمر ، براى تحصيل زيادتى علم و خصوصا علوم دينيهء باطنه به مقتضاى اطلبوا العلم و لو بالصين اختيار سفر كرده ، متوجه اصفهان شد و در آنجا به خدمت جمعى از فضلاء - كثّر اللّه أمثالهم - مشرّف گرديد و استفاده‌ها نمود ؛ اما كسى نيافت كه از علم باطن خبرى داشته شود . « 3 » برخى علم رياضى و غيره آموخت ؛ پس به جهت تحمل حديث به اسناد و عنعنه و تصحيح به شيراز رفته ، به خدمت فقيه عصر كه متبحر در علوم ظاهره بود ، اعنى سيد ماجد بن هاشم صادقى بحرانى تغمّده اللّه بغفرانه رسيد و از خدمتش سماع و قرائت و اجازهء شطرى معتدبه ، از حديث و متعلقات آن استفاده نمود تا آن كه فىالجمله بصيرتى در علم حلال و حرام و ساير احكام حاصل كرد ، از تقليد كسان مستغنى شد . پس به اصفهان رجوع نمود ، به خدمت شيخ بهاء الدين محمد عاملى قدّس سره رسيد و

--> ( 1 ) . در اين قسمت ، مطالبى كه ربطى به زندگى نامهء وى نداشته ، حذف كرده‌ايم . ( 2 ) . به نوشته مشكات اين رساله در سال 1324 در مجله جلوه ، سال اول ، صص 393 - 409 چاپ شده است . از آنجا كه به متن چاپى دسترسى نداشتيم ، از دو نسخهء خطى آن به شماره‌هاى 1401 و 5019 كتابخانهء آية الله مرعشى رحمة الله عليه استفاده كرده‌ايم . ( 3 ) . اين مطلب براى شناخت وضعيت عرفان در اصفهان سودمند است .